امیدواریم سخاوتمندان به یاری سایت بشتابید تا ان شاء الله سایت شما ـ سایت اسلام سوال و جواب ـ به فعالیت خود در خدمت به اسلام و مسلمانان ادامه دهد.
قواعد اساسی تجارت یا حدود آن چیست؟ به این معنا که اکنون رقیبانی دارم که برخی از آنها مدام در حال مراقبت و جاسوسی از رقیب خود هستند و برخی دیگر با این منطق که «در تجارت رحم وجود ندارد» یا «اگر من این کار را نکنم او با من خواهد کرد»، رقیب را در هم میکوبند؛ انجام چه کاری با رقیبان برای من مجاز است؟ اما دربارهٔ برخورد با مشتریان، مثلاً برای ترغیب آنها به خرید، آیا حق دارم افرادی را اجیر کنم تا به مشتریان توصیه کنند از محصولات من بخرند در حالی که مردم گمان میکنند آنها مشتری هستند نه اجیر، و هدفم فقط شناساندن محصولاتی باشد که در آنها تقلب نمیکنم؟ حکم این کار چیست؟ و آیا بر من واجب است که مثلاً طبق بند امانتداری، مشتریان را از منابع مواد اولیهٔ محصولاتم باخبر کنم، با توجه به اینکه این بخشی از اسرار تجاری است؟ چگونه میتوانم در سایهٔ شبهات فراوان در برخورد با مشتریان و رقیبان کاری، بازرگانی امانتدار باشم؟ و آیا منبع علمیای وجود دارد که به عنوان مرجع روزانه برای بازرگان مناسب باشد؟
الحمدلله.
نخست:
شایسته است بازرگان به مجموعهای از ویژگیها و اخلاق نیکو آراسته باشد تا خداوند در تجارت و روزی او برکت دهد. برخی از این ویژگیها عبارتند از:
او باید به خوبی بر خداوند توکل کند و قلبش به پروردگارش که مسببالاسباب و روزیدهندهٔ همهٔ آفریدگان است وابسته باشد.
همچنین باید از طمع، آزمندی، بخل، کمفروشی، احتکار و دیگر ویژگیهای مذموم دوری کند و به ضد آنها یعنی راستی، خوشرفتاری، خیرخواهی برای مردم و بخشندگی متصف گردد.
پاسخهای (134621)، (128891)، (131590) را نیز ببینید.
دوم:
جاسوسی از بازرگانان، قصد آسیب زدن به رقیبان و گفتن اینکه «در تجارت رحم نیست»، همگی حرام است و شایستهٔ بازرگان مسلمان نیست؛ چرا که جاسوسی حرام است و قصد آسیب رساندن به مسلمان حرام است و بر مسلمان واجب است آنچه را برای خود میپسندد برای برادرش نیز بپسندد.
از پیامبر ﷺ با سند صحیح روایت شده که فرمودند: «نه آسیب رواست و نه آسیب رساندن [عمدی] جایز است». (ابنماجه: ۲۳۴۰؛ آلبانی آن را صحیح دانسته است).
شوکانی رحمه الله میگوید: «در این حدیث دلیلی بر تحریم آسیب رساندن [ضِرار] به هر شکلی است، پس در هیچ صورتی جایز نیست مگر با دلیلی که این عموم را تخصیص بزند». «نيل الأوطار (رسیدن به مقصود)» (۵ / ۳۱۱).
انس رضی الله عنه روایت کرده که رسول الله ﷺ فرمودند: «سوگند به آنکه جان محمد در دست اوست، هیچیک از شما ایمان نمیآورد تا زمانی که برای برادرش خیری را بپسندد که برای خود میپسندد». (بخاری: ۱۳ و مسلم: ۴۵).
حافظ ابنحجر رحمه الله میگوید: «کرمانی گفته است: از ایمان است که برای برادرش همان شری را نپسندد که برای خود نمیپسندد».
همچنین بدگمانی به مسلمانان جایز نیست؛ بنابراین بازرگان نباید دربارهٔ برادر بازرگانش بگوید: «اگر من با او چنین نکنم او با من خواهد کرد»، بلکه باید به او گمان نیک داشته باشد و بدی را با بدی پاسخ ندهد، بلکه عفو و گذشت کند، همانطور که اخلاق پیامبر ﷺ بود.
رقابت باید شریف و مبتنی بر راستی، برادری و دوستی باشد، همراه با تلاش برای پاکی دلها، دوری از ظلم و نخوردن اموال مردم به باطل. ما باید از بخل و حرص مبتنی بر طمع دوری کنیم و در بازار بر اساس عرضه و تقاضا رفتار کنیم، کالا را احتکار نکنیم و به هیچکس ستم روا نداریم.
سوم:
برخورد با مشتریان باید بر پایهٔ راستی و دوری از تقلب، فریب و ظلم باشد؛ اینکه افرادی را اجیر کنید تا میان مشتریان بروند و آنها را به خرید کالا از شما ترغیب کنند بهگونهای که خریداران گمان کنند آنها هم مشتری هستند، جایز نیست؛ زیرا نوعی تقلب، دروغ و فریب است و همهٔ اینها در دین خداوند حرام است؛ زیرا با آنچه بازرگان مسلمان باید به آن متصف باشد، یعنی راستی و نیکی، تضاد دارد.
آنچه به نظر میرسد این است که این کار از صورتهای نَجش حرام است.
نووی رحمه الله میگوید: «نَجش این است که کسی قیمت کالایی را که در بازار عرضه میشود بالا ببرد، در حالی که قصدی برای خرید آن ندارد و هدفش فقط فریب دادن دیگران است، و این کار حرام است». «رياض الصالحين» (۱۷۴).
آنچه فروشنده در اینجا انجام میدهد، از عمل این ناجش و فریب دادن خریداران خارج نیست.
بازرگان مسلمان تقوای الهی پیشه میکند، با مردم راست میگوید، امانتدار است و بر آوردن محصولات مفید و سالم حریص است؛ این کارها است که مشتریان را جذب میکند و در تجارت به او سود میرساند. بنابراین در بازارها به عنوان بازرگان راستگوی امانتدار شناخته میشود و مردم از هر سو نزد او میآیند و خداوند محبت او را در دل خلق قرار میدهد: بازرگان مسلمانی که راستگو، امانتدار، بخشنده، خوشاخلاق، مهربان و بامحبت است.
چهارم:
بر تو واجب نیست که مشتریان را از منابع مواد اولیهٔ محصولاتت باخبر کنی؛ اگر یکی از مشتریان در این باره از تو پرسید، میان دو راه اختیار داری: یا با راستی به او خبر دهی، یا از پاسخ دادن به او پوزش بخواهی. اما برای تو جایز نیست که چیزی خلاف حقیقت به او بگویی.
توصیه میکنیم این کتابها را مطالعه کنی:
«فقه التاجر المسلم» (فقه بازرگان مسلمان) اثر شیخ حسامالدین بنعفانه.
«ما لا يسع التاجر جهله» (آنچه بازرگان نباید از آن بیخبر باشد) اثر دکتر عبدالله مصلح و دکتر صلاح صاوی.
«أخلاق المسلم في التجارة» (اخلاق مسلمان در بازرگانی) اثر دکتر نزار محمود قاسم شیخ.
و الله اعلم.